پروژه ها رو مینویسم٬ میزارم توی وبم![]()
به زبانC++ نوشتمش
بعدا C# هم مینویسم میزارم
چون خودم سر این درس کلی سختی کشیدم
هر چی برنامه نوشتم میام میزارمش اینجا......
به همون دلیل توانگر شدن و از این حرفا
حداقل اگه همین برنامه رو هم تحویل ندی ایده ی خوبیه.....
اینو هم میدونم که خدا گفته:
"ان الله لا یغیر قوم حتی یغیروا انفسهم"
چه احساسی دارین؟
اول کنار نمیای
بعد سعی میکنی دوستشون داشته باشی
یواش یواش یادت میره خودت چی دوست داشتی
ازشون فاصله میگیری
باهاشون غریبه میشی
کم کم یادم رفت ........
یه روز خدا روبروم بایسته چی بهش میگم؟
اما هیچ چی به ذهنم نمیرسه؟
..........
بعضی وقتها هم انقدر حرف نمیزنیم
اصلا یادمون میره..........
مثل زندانی ها که دیگه خواب رنگی نمیبینن.
میتراود مهتاب
میدرخشد شبتاب
نيست يکدم شکند خواب به چشم ِ کس و ، ليک
غم ِ اين خفتهی ِ چند
خواب در چشم ِ ترم میشکند .
نگران با من استاده سحر
صبح ، میخواهد از من
کز مبارک دم ِ او آورم اين قوم ِ بهجانباخته را بلکه خبر
در جگر خاری ليکن
از ره ِ اين سفرم میشکند .
***
نازکآرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دريغا ! به برم میشکند
دستها میسايم
تا دری بگشايم ،
بر عبث میپايم
که بهدر کس آيد ؛
در و ديوار ِ به هم ريختهشان
بر سرم میشکند .
***
میتراود مهتاب
میدرخشد شبتاب
مانده پایآبله از راه ِ دراز
بر دم ِ دهکده ، مردی تنها ؛
کولهبارش بر دوش ،
دست ِ او بر در ، میگويد با خود :
- « غم ِ اين خفتهی ِ چند
خواب در چشم ِ ترم میشکند ! » ...
در باور بسه ات کلیدی بزند
اسرار زبان عشق را یاد بگیر
بگذار دلت حرف جدیدی بزند
" واران"
اسرار زبان عشق؟؟؟
من چیزی بلد نیستم
نمیدونم از اول بلد نبودم
یا بلد بودم حالا چیزی یادم نمیاد
کسی چیزی میدونه؟
